تنها سرم را بر گرداندم ، کافی بود
چشمانم نیز
گوشهایم اضافی
لبهایم نیز
فکرم ، گم
زبانم نیز
پاهایم نمی رفتند ، پس اضافی
دستانم لمس نکردند ، پس دستانم نیز
قلبم ، تپشهای نا منظم ، اضافی
بینی ام ، خواست ، اما فاصله ، اضافی
چه چیز ماند ؟ سرم که برگرداندم و چشمانم ؟ کافی نیست ؟
چشمانم نیز
گوشهایم اضافی
لبهایم نیز
فکرم ، گم
زبانم نیز
پاهایم نمی رفتند ، پس اضافی
دستانم لمس نکردند ، پس دستانم نیز
قلبم ، تپشهای نا منظم ، اضافی
بینی ام ، خواست ، اما فاصله ، اضافی
چه چیز ماند ؟ سرم که برگرداندم و چشمانم ؟ کافی نیست ؟
من